گذشت....پاییز هم گذشتبرگها ، سیاهی راه را زرد کرده اندو درختان را تحویل سفیدی برف زمستان میدهندحال باید در انتظار برف باشیم....
آری انتظار.....در انتظار برف برای آن کوچه....که جای پاهای عاشقانه ای بر رویش نقش نگارد.
انتظار برف برای آن چتر رنگی ....که بر فراز سر آن دو یار ایستاده تا دانه های برف گرمای عشق میانشان را نرنجاند.
انتظار برف برای آن آدمک ....که خلقتش با دستان آن دخترک بوده و روحش دمیده از عشق آن پسر...عشقی که گرمایش دستان سرخشان را تسکین میدهدنگاهشان را برای هم با لبخند هدیه میدهند ...باید منتظر بود...در انتظار برف...
علی غمگین مقدم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۳۰ساعت 23:48 توسط علی غمگین مقدم |
برچسب:
نویسنده: آرین جعفری
تاريخ: جمعه
15 دی
1396 ساعت: 15:25